|
تخت جمشید
تخت جمشید یا پارسه نام یکی از شهرهای
باستانی
ایران است که سالیان سال
پایتخت تشریفاتی امپراتوری ایران در
زمان دودمان
هخامنشیان بوده است.
باور تاریخدانان بر این است که اسکندر
مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از
میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید
را به آتش کشید و احتمالا بخش
عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی
را با اینکار نابود نمود. با اینحال
ویرانههای این مکان هنوز هم در
مرودشت در نزدیکی
شیراز مرکز استان
فارس برپا است و باستان شناسان از
ویرانههای آن نشانههای آتش و هجوم
را بر آن تایید میکنند.
این
مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت
شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو
است.
تخت
جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار
باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512
قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150
سال به طول انجامید.تخت جمشید در
محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به
کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت
محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی
در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را
پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است .

قدیمیترین
بخش تخت جمشید بر پایهٔ یافتههای
باستانشناسی مربوط به سال ۵۱۵ پیش از
میلاد است. آنگونه که در منابع متعدد
و گوناگون تاریخی آمدهاست ساخت تخت
جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه
غربی کوه رحمت، به عبارتی میترا یا
مهر و در زمان داريوش بزرگ آغاز گردید
و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی
در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس
خشت نوشتههای کشف شده در تخت جمشید
در ساخت این بنای با شکوه معماران،
هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان
و مردان بیشماری شرکت داشتند که
علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ
کارگری نیز استفاده میکردند.ساخت این
مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰
سال به طول انجامید.
ساختمان
تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود
518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه
یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی
آن تالار آپادانا و پله های اصلی و
کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ،
پسرش خشایارشا تالار دیگری را بنام
تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای
تالار صد ستون را ریخت . اردشیر اول
تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر
سوم ساختمان دیگری را آغاز کرد که
ناتمام ماند .
این
ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته
شــده که قسمتـی از آنها صخره های
عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در
کوه تراشیده اند .
کاخهای
تخت جمشید در نزدیکی رود کوچک پلوار
که به رود کر میریزد ٬ بر روی سکوئی
که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر
از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شدهاند
در حالی که طرف شرقی ان بر روی کوه
رحمت است و سه طرف دیگر با دیوارهای
حافظ شکل داده شدهاند.دیوارهای حافظ
با توجه به شیب زمین تغییر ارتفاع میدهند.
وسعت کامل کاخهای تخت جمشید ۱۲۵
هزار متر مربع است .
معماری
هخامنشی ، هنری است از نوع تلفیق و
ابداع که از سبک معماریهای بابل و
آشور و
مصر و شهرهای یونانی
آسیای
صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با
هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع
مستقلی را از معماری پدید آورده است .
هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می
خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به
جهانیان نشان دهند.
اسناد
تخت جمشید و کارگران مزد بگیر
در
اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری
در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب
چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع
مهرهای نماز بدست آمد .
بر روی
این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته
شده بود . پس از خواندن معلوم شد که
این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان
قصرهای تخت جمشید می باشد از میان
الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی
است . از کشف این الواح شهرت نابجایی
را که می گفتند قصرهای تخت جمشید
مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار
گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت .
زیرا
این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که
به تمام کارگران این قصرهای زیبا ،
اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و
معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام
از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر
است .
کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست
اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون
ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و
عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة
آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار
می رفتند .
گذشته
از مردان ، زنان و دختران نیز به کار
گل مشغول بودند . مزدی که به این
کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه
نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول
بابلی به نام « شکــل » سنجیده و
برابر آن را به جنس پرداخت می کردند .
ورود
سکو، دو پلکان است که روبروی یکدیگر
و در بخش شمال غربی مجموعه قرار
دارندکه همچون دستانی است که آرنج
خویش را خم کرده و بر آن است تا
مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و
در سینه خود جای دهد. این پلکانها از
هر طرف ۱۱۱ پلهٔ پهن و کوتاه(به
ارتفاع۱۰ سانتیمتر) دارند. بر خلاف
عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند
ارتفاع کم پلهها به خاطر این بوده که
اسبها نیز بتوانند از پلهها بالا
بروند، پلهها را کوتاهتر از معمول
ساختهاند تا راحتی و ابهت میهمانان (که
تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر
دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام
بالا رفتن حفظ شود. بالای پلکانها،
بنای ورودی تخت جمشید، دروازه
بزرگ یا دروازه خشایارشا دروازهٔ
خشایارشا یا دروازه ملل، قرار گرفته
است. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است. این
بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشتهاست
که امروزه بقایای دروازههای آن
برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح
مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی
با سر انسانی حجاری شده است. این
دروازهها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ
میخی تزیین یافتهاند. این کتیبهها
پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار
بیان میکند که: «هر چه بدیده زیباست،
به خواست اورمزد انجام پذیرفتهاست.»
دو
دروازه خروجی یکی رو به جنوب و
دیگری رو به شرق قرار دارند و
دروازه جنوبی رو به کاخ آپادانا،
یا کاخ بزرگ بار، دارد.
کاخ
آپادانا
کاخ آپادانا از قدیمیترین کاخهای
تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان
داریوش بزرگ بنا شدهاست، برای
برگزاری جشنهای نوروزی و پذیرش
نمایندگان کشورهای وابسته به حضور
پادشاه استفاده میشدهاست.
این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب
غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه»
ارتباط مییابد. کاخ آپادانا از ۷۲
ستون تشکیل شدهاست که در حال حاضر ۱۴
ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان
کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع
شکل میباشد.
کاخ
تچر
تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی
میباشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش
کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی
بودهاست. روی کتیبهای آمده : «من
داریوش این تچر را ساختم.»
این کاخ یک موزه خط به شمار میرود از
پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه
وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای
ستونها از نمای جلوییهای مصری
استفاده شدهاست. قسمت اصلی کاخ توسط
داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی
جنوبی توسط خشایارشا و پلکان سنگی
غربی توسط اردشیر دوم بنا شدهاست.
کاخ
هدیش
این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا
بودهاست در مرتفعترین قسمت صفهٔ تخت
جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو
مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط
دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این
مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که
آتنیها از خشایارشا داشتند به خاطر
به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ
زرد سنگها نشان دهنده تمام شدن آب
درون سنگها به خاطر حرارت است. اینجا
مکان کوچکی بوده ۶*۶ ستون قرار
داشتهاست. به خاطر ویرانی شدیدی که
شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در
دسترس نیست خیلیها از اینجا به عنوان
کاخ مرموز نام بردهاند. هدیش به
معنای جای بلند میباشد و چون
خشایارشا نام زن دوم او هدیش بودهاست
نام کاخ خود را هدیش میگذارد این کاخ
در جنوبی ترین قسمت صفه قرار دارد و
قسمتهای زیادی از کف از خود کوه
میباشد
کاخ
ملکه
این کاخ توسط خشایارشا ساخته شدهاست
و به نسبت سایر بناها در ارتفاع
پایینتری قرار گرفتهاست. بخشی از
این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرقشناس
مشهور، پرفسور ارنست امیل هرتزفلد،
خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و
امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی
تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار
گرفتهاست.
کاخ
شورا
به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی
میگویند. احتمالاً شاه در اینجا با
بزرگان به بحث و مشورت
میپرداختهاست. با توجه به نقوش
حجاری شده، از یکی از دروازهها شاه
وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج
میشدهاست. به این دلیل به این جا
کاخ شورا میگویند که در اینجا دوسر
ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری
نیست و سر انسان سمبل تفکر است.
کاخ
صد ستون
وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع
است و سقف آن بهوسیلهٔ صد ستون که هر
کدام ۱۴ متر ارتفاع داشتهاند، بالا
نگه داشته میشدهاست.
سنگنبشتههای
داریوش بزرگ
شش رَج به سه زبان چندین بار روی
چهارچوبهای اندرونی کاخ داریوش،
بالای نگارههای داریوش و همراهانش
آمدهاست. «داریوش شاه بزرگ، شاه
شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ
هخامنشی، کسی که این کاخ را ساخت»
یک رَج به سه زبان روی پوشاک داریوش؛
هم اکنون در بخش نشانهای نسکخانهٔ
میهنی پاریس نهادهاست. «داریوش شاه
بزرگ، پسر ویشتاسب هخامنشی» رَج به سه
زبان، هجده بار روی رخبام پنجرهٔ همان
اندرونی کاخ داریوش بسامد شدهاست.
«رخبام پنجره سنگی ساخته شده در کاخ
داریش شاه»
بیست و چهار رَج تنها به زبان پارسی
باستان، روی دیوار جنوبی کاخ داریوش.
۰۱ اهورامزدای بزرگ، بزرگترین ِ
بغان، او داریوش شاه را آفرید، او
شهریاری را به او ارزانی داشت؛ بخواست
اهورامزدا داریوش شاه است. ۰۲ داریوش
شاه گوید: این کشور پارس که اهورامزدا
به من ارزانی داشت، زیبا، دارنده
اسبان خوب، دارندهٔ مردان خوب، به
خواست اهورامزدا و نیز من داریوش شاه،
از دیگری نمیترسد. ۰۳ داریوش شاه
گوید: اهورامزدا مرا یاری کند، با
بغان خاندان شاهی و این کشور را
اهورامزدا از دشمن، از خشکسالی، از
دروغ بپاید! به این کشور نه دشمن، نه
خشکسالی، نه دروغ بیاید؛ این را من
چون بخشایشی از اهورامزدا با بغان
خاندان شاهی درخواست میکنم. باشد که
این نیکی را اهورامزدا با بغان خاندان
شاهی به من بدهد.
به زبانهای ایلامی و اکدی هر کدام
بیست و چهار رَج. نوشتهٔ پارسی باستان
ندارد. ۰۱ من داریوش شاه بزرگ، شاه
شاهان، شاه کشورهای بسیار، پسر
ویشتاسپ هخامنشی هستم. ۰۲ داریوش شاه
گوید: به خواست اهورامزدا اینها
هستند کشورهایی که من افزون بر مردم
پارسی، از آنِ خود کردم، که از من
ترسیدند و به من باژ دادند: ایلام،
ماد، بابل، ارابایه، آشور، مسر،
ارمنیه، کبدوکیه، سارد، ایونیهایی
خشکی و (آنها) که کنار دریا هستند، و
کشورهایی که آن سوی دریا هستند،
اسَگرتیا، پارت، زرنگ، هرات، بلخ،
سغد، خوارزم، ثتگوش، رخج، سند، گندار،
سَکَ، مَکَ. ۰۳ داریوش شاه گوید: اگر
اینگونه بیندیشی «از دیگری نترسم» این
مردم پارس را بپای؛ اگر مردم پارس
پاییده شوند، از این پس شادی پیوسته
به دست اهورا بر این خاندان فرو خواهد
رسید.
سه زبانه، پارسی باستان ده رَج،
ایلامی هفت رَج و اکدی هشت رَج، روی
دو لوح طلایی و دو لوح سیمین که هم
اکنون در تهران نگهداری میشوند. ۰۱
داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه
کشورها، پسر ویشتاسپ هخامنشی. ۰۲
داریوش شاه گوید: این است شهریاری که
من دارم، از سکاهای آن سوی سغد، از آن
جا تا کوش (اتیوپی)، از هند، از آن جا
تا سارد، که آن را اهورامزدا،؛
بزرگترین ِ بغان بر من ارزانی داشت.
اهورامزدا مرا و خاندان مرا بپاید.
سه زبانه هر زبان یک رَج، روی
دستگیرهٔ دری از سنگ لاجورد ساختگی.
«دستگیرهٔ در از سنگ گرانبهایی
ساخته شده در کاخ داریوش شاه»
سنگ
نوشتههای خشایارشا
خدای بزرگ اهورامزدا است، که این زمین
را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که
آدم را آفرید، که شادی را برای آدم
آفرید، که خشایارشا را شاه کرد٬ یک
شاه از بسیاری٬یک فرماندار از
بسیاری.
من خشایارشا٬ شاه بزرگ، شاه شاهان،
شاه سرزمینهای دارندهٔ همه گونه
مردم، شاه در این زمین ِ بزرگِ دور و
دراز. پسر داریوش شاه هخامنشی.
شاه خشایارشا گوید: به خواست
اهورامزدا این دالانِ همه کشورها را
من ساختم. بسیار (ساختمان) خوب دیگر
در این (شهر) پارس ساخته شد٬ که من
ساختم و پدر من ساخت. هر بنایی که
زیبا دیده میشود ٬آن همه را بخواست
اهورامزدا ساختیم.
شاه خشایارشا گوید: اهورامزدا مرا و
شهریاری مرا بپاید و آن چه را که به
دست من ساخته شده و آن چه را که به
دست پدر من ساخته شده، آن را
اهورامزدا بپاید.
شاه خشایارشا گوید: داریوش را پسران
دیگری بودند٬ ولی چنان که اهورامزدا
را کام بود٬ داریوش٬ پدر من٬ پس از
خود٬ مرا بزرگترین کرد. هنگامی که
پدر من داریوش از تخت کنار رفت٬ به
خواست اهورامزدا من بر جایگاه پدر
شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم٬ بسیار
ساختمانهای والا ساختم. آن چه را که
به دست پدرم ساخته شده بود٬ من آن را
پاییدم و ساختمان دیگری افزودم. آن چه
را که من ساختم و آن چه که پدرم ساخت
آن همه را به خواست اهورامزدا ساختیم.
شاه خشایارشا گوید: پدر من داریوش
بود؛ پدر داریوش ویشتاسب نامی بود.
پدر ویشتاسب ارشام نامی بود. هم
ویشتاسب و هم ارشام هر دو در آن هنگام
زنده بودند٬ اهورامزدا را چنین کام
بود٬ داریوش٬ پدر من٬ او را در این
زمین شاه کرد. زمانی که داریوش شاه
شد٬ او بسیار ساختمانهای والا ساخت.
عکس
:
آرشیو
|