پرو با مساحتی بالغ بر1282220 کیلومتر مربع (پس از مغولستان) بیستمین کشور جهان از لحاظ وسعت می باشد.
قلمرو پرو با داشتن
مساحتی بالغ بر 1285216
کیلومتر مربع، با کشورهای
اکوادور و کلمبیا از
شمال، برزیل و بولیوی از
شرق، و بالاخره شیلی و
بولوی از جنوب هم مرز
است. از سمت غرب در کنار
اقیانوس آرام واقع شده
است. دارای جمعیتی بیش از
27 میلیون نفر بوده که به
زبان
اسپانیولی تکلم می
کنند، و دیگر مردم
دوزبانه به زبانهای
کوئچوا یا زبان آیمارا
آیمارا و دیگر زبانهای
بومی صحبت می کنند.شرق
پرو عمدتا شامل جنگلهای
مرطوب گرمسیری از جنگل
بارانی آمازون، که
بزرگترین در نوع خود است،
تشکیل می شود. در جنوب
شرق در امتداد مرزش با
بولیوی، دریاچه تیتیکاکا
مرتفعترین دریاچه قابل
کشتیرانی جهان قرار دارد.
جلگه آلتیپلانو یک خور
خشک شده است که در دامنه
های کوه های آند در
جنوبشرقی پرو واقع است.
در امتداد مرز آن با
شیلی، کویر آتاکاما ،
خشکترین مکان روی سیاره
زمین است.
زمانی که اسپانیایی ها وارد شدند، آنها پرو را (به دلایل سیاسی) به سه ناحیه تقسیم نمودند: ناحیه ساحلی، که توسط اقیانوس آرام محدود می شود؛ زمینهای مرتفع، که در بلندیهای آند واقع شده؛ و جنگل که بر روی خور جنگل آمازون قرار می گیرد. این کلمات هم اکنون هم در پرو بکار می رود. خاویر پولگار ویدال، جغرافیدانی که حقیقت جغرافیای طبیعی منطقه پرو را برای مدتی طولانی مطالعه نموده است، ایجاد 8 ناحیه طبیعی را پیشنهاد کرده است. در سال 1941، مجمع عمومی سوم موسسه جغرافیا و تاریخ پان آمریکن، این اقدام را تایید نمود.
میراث طبیعی و فرهنگی پرو
قانون اساسی پرو| پانون پرو در سال 1993 ، منابع طبیعی و بوم سازگان (اکوسیستم) را به عنوان میراثی از کشور تعیین کرده است. در سال1900، نظام ملی نواحی طبیعی که مورد پشتیبانی دولت پرو (SINANPE) می باشد، ایجاد شد. ماهیت قانون به موسسه ملی منابع طبیعی (IRENA) بستگی دارد. آنها نقشه ای از حفاظت و نگهداری میراث تاریخی- فرهنگی و طبیعت نیز تولید نمودند.
این نقشه دارای 49 ناحیه طبیعی (%13 از کل سطح کشور) است که تحت حفاظت دولت قرار دارد: 8 پارک ملی، 8 منطقه حفاظت شده ملی، 6 مکان مقدس ملی، 3 مکان وقدس تاریخی، 4 جنگل ملی، 6 جنگل حفاظت شده، 1 منطقه حفاظت شده شهری، دو زمین محصور شکار و 11 ناحیه حفاظت شده (دیگر).
پارکهای
ملی
مکانهایی
هستند که
در آنها
پوشش
گیاهی و
جانوری
وحشی تحت
حفاظت و
مراقبت
قرار
گرفته
اند. (در
این
مناطق)
بهره
برداری
ازمنابع
طبیعی و
اسکان
بشری
ممنوع
است.
پارکهای ملی
پارک ملی گوتروو، قدیمی ترین پارک ملی پرو می باشد. این پارک در سال 1961 در کاجامارکا (بخش پرو) ایجاد شده است. تعدادی غار در این پارک وجود دارد همچون غار سن آندرس، که گوآچارو درآن زندگی می کند- پرنده ای که در معرض خطر انقراض قرار دارد.
پارک ملی تینگوماریا، در ه هوانوکو قرار دارد. جاذبه اصلی آن ( غار بوف کاوگر| جغد) Cueva de las Lechuzas است که مرغ خون آشام گوآچارو نیز در آنجا زندگی می کند.
پارک ملی مانیو، در مادره ددیوس و کوزکو واقع شده است. این پارک بهترین ناحیه نمایانگر تنازع بقای آمازون است. در سال 1977، یونسکو آن را به عنوان منطقه حفاظت شده کره حیات (بیوسفر) معرفی نمود و در سال 1987، به عنوان میراث طبیعی بشریت اعلام گردید.
پارک ملی هواسکاریان، در آنکاش قرار گرفته است. این پارک نیز به به عنوان میراث طبیعی بشریت و نیز منطقه حفاظت شده هسته زیست کره معرفی شده است. بلندترین کوه پوشیده از برف در اینجا قرار دارد (که نام آن نیز هواسکاریان خوانده شده و m 6768 ارتفاع دارد.). این پارک مسکنی است برای ماگنولیای نوع پویا رایموندی، ببر یا یوزپلنگ آمریکایی، گربه وحشی، لاما، شتر بی کوهان، گوزن باتلاق، خوک خرطومدار پرویی، مرغ دم دراز پروئی، گونه های مرغ مگسخوار، و انواع متعدد اردک.
پارک ملی تپه های آموتاپ، (تپه های آموتاپ)، در پیورا و تومبس قرار دارد. این پارک دارای جنگلهای اقلیمی خشک فراوان و گونه های در مخاطره همچون کروکودیل آمریکایی است.
پارک ملی رود آبیسیو، در سن مارتین واقع شده است. یونسکو آن منطقه را به عنوان میراث طبیعی و فرهنگی بشریت نامیده است.
پارک ملی یاناچاگا چمیلن، در پاسکو قرار دارد. این پارک یک منطقه حفاظت شده جنگلهای گرمسیری است که در ارتفاع m4800 واقع شده است. رود پلاکازو، رود هوانکابامبا، رود پوزوزو و شاخه های آن در میان این پارک ملی جاری هستند. برخی از جمعیتهای بومی هنوز در این جا زندگی می کنند. همچنین برخی از حوزه های باستان شناسی از قلمرو و فرهنگهای اینکا و یانشا از این منطقه بوده اند.
پارک ملی باهوآجا سونه نه، در مادره ددیوس قرار گرفته است. این پارک دارای جنگلهای گرمسیری پونو، هیت پامپاس و بخشی از ناحیه تحت حفاظت تامبوپاتا کاندامو می باشد.
منطقه ملی حفاظت شده لوماس دلاچای، لیما، پرو پامپاگالراس- باربارا دی آشیله، در آیاکوچو قرار دارد و موطن ویکونیا (نوعی لاما) است. 
منطقه محافظت شده ملی جونین که در جونین واقع شده است. یکی از اهداف اصلی آن، حفاظت از اکوسیستم و تنازع بقا در دریاچه جونین است.
منطقه حفاظت شده ملی پاراکاس، که در ایکا قرار دارد. یکی از اهداف اصلی آن، حفاظت از اکوسیستم دریاچه و میراث تاریخی- فرهنگی آن بوده است.
لوماس ، لاچای، در لیما واقع شده است. هدف اصلی از آن، نگهداری و حفاظت از اکوسیستم لوماس دلاچای (تپه های لاچای) است.
منطقه حفاظت شده ملی پاکایا سامیریا، در لورتو قرار گرفته است. هدف اصلی از آن، حفظ اکوسیستمهای ناحیه اوماگوا و ارتقائ شهرهای بومی بوده است.
منطقه حفاظت شده ملی سالیناس و آگوآدا بلانکا ، در آرکوئیپا و ماکوئگوا واقع شده اند. هدف اصلی از آنها، حفاظت پوشش گیاهی، پوشش جانوری و تشکیل مناظر در آنها بوده است.
منطقه حفاظت شده ملی کالیپوی ،کالپوی، در لالیبرتاد (بخش پرو) لالیبرتاد قرار گرفته است. هدف اصلی از آن حفاظت از جمعیت شترهای بی کوهان بوده است.
منطقه حفاظت شده ملی تیتیکاکا، در پونو واقع شده است. هدف اصلی از آن محافظت از اکوسیستمها و مناظر دریاچه تیتیکا بوده است.
جنگ و بازسازی
در سال 1879، پرو وارد جنگ پاسیفیک شد که تا سال 1884 بطول انجامید. بولیوی خواستار اتحاد خود با پرو علیه کشور شیلی شد. دولت پرو با اعزام یک گروه دیپلماتیک برای مذاکره با دولت شیلی کوشید تا برای مذاکره با آن میانجیگری نماید، اما این کمیته نتیجه گرفت که وقوع جنگ ناگزیر است. شیلی در5 آوریل1879 اعلام جنگ نمود. یک جنگ تقریبا"پنجساله به وارد شدن خسارات به بخش تاراپاکا و ایالات تاکنا و آریکا در ناحیه آتاکاما خاتمه یافت.
پس از جنگ، تلاش فوق العاده ای برای آغاز بازسازی انجام گرفت. ثبات سیاسی تنها در اوایل سالهای 1900 به دست آمد. حزب سیویلستا جنبش سیویلیست به رهبری نیکولاس دی پیورلا نیکولاس دی پیورلا با رهبری رهبری نظامی مخالف بود که ناشی از شکست نظامی و و فروپاشی اقتصادی بود. او با انقلابی در سال 1895 به قدرت رسید. شخصیت اصلاح طلب دیکتاتوری نیکولاس دی پیورلا پیورلا در مجمع آگوستو بی مجمع آگوستو بی تداوم یافت.
طی حکومت مجمع آگوستو در دوره های سالهای 1908- 1912 و 1919-1930، که این مورد اخیر تحت عنوان اونسنیو ، یازدهم شناخته شده است) ورود به پایتختهای کشورهای آمریکایی عمومیت یافت و طبقه متوسط از آن برخوردار شدند. این سیاستها در راستای افزایش وابستگی خارجی پایتخت، به ایجاد مخالفتی انجامید که بین طبقه اقلیت ملاکان و نیز پیشروترین بخشهای جامعه پرو تمرکز یافت.
در سال1929، پرو و شیلی معاهده صلح نهایی را امضا نمودند، پیمان آنکن که طی آن تاکنا به پرو مسترد می شد و پرو برای همیشه زمام امور ایالات ثروتمند آریکا و تارپاکا را بر عهده می گفت، اما حقوق خاصی برای فعالیتهای بندری در آریکا حفظ می شد و نیز تصمیماتی که به وسیله آن شیلی می توانست کارهایی را در آن مناطق انجام دهد.
پس از بحران جهان گستر سال 1929، شماری از حکومتهای کوچک از یکدیگر پیروی کردند. اتحاد انقلاب خلق آمریکا حزب APRA فرصت یافت تا از طریق فعالیتهای سیاسی اصلاحاتی را در نظام به وجود آورد، اما این امر موفقیت آمیز نبود. سرکوب ظالمانه ای در اویل دهه 1930 انجام گرفت و ده ها هزار طرفدار آپریستا اعدام یا زندانی شدند. ازاین زمان، یک رشد جمعیتی و افزایش شهرنشینی آغاز شد. طی جنگ جهانی دوم، پرو اولین کشور آمریکای جنوبی بود که با آمریکا متحد شد و اتحاد آنها علیه آلمان و ژاپن بود.
بین این دو دوره زمانی، باید قانون اساسی اتحاد انقلاب خلق آمریکایی (APRA) را مورد تاکید قرار داد. این یک جنبش ناسیونالیستی، خلق گرا و ضد امپریالیستی به رهبری ویکتور رائول هایا دلاتوره ویکتور رائول هایا دلاتوره در سال 1924 بود. حزب کمونیست چهار سال بعد تشکیل شد و آن به رهبری خوزه کارلوس ماریاتگو خوزه سی ماریاتگو بود .
استقلال پرو
بحران اقتصادی به نفع شورش محلی از سال 1780 تا 1781 بود. این شورش به ریاست توپاک آمارو دوم بود.در این زمان، حمله ناپلئون به روسیه| حمله ناپلئونی از شبه جزیره ایبری و تزلزل قدرت ساطنتی رخ داد. شورش کریولهل هوانوکو (بخش پرو) هوانوکو در سال 1812 روی داد و شورش کوسکو (بخش پرو) کوزکو بین سالهای 1814 تا 1816 اتفاق افتاد. این شورشها از اصول آزادیخواهی دفاع می نمودند که به وسیله قانون اساسی 1812 قانون اساسی کادیز در سال 1812 تحریم شده بود.
نایب السلطنه پرو با حمایت قدرت گروه اقلیت حاکم کریول ها، به آخرین دژ قلمرو در آمریکای جنوبی تبدیل شد. این فرمانداری پس از مبارزات جدی قاره ای سیمون بولیوار| سایمون بولیوار و خوزه دسن مارتین خوزه د سان مارتین، از پا درآمد، که جانشین حکام سلطنتی شیلی پس از یک نبرد مهم در کوه های آند شدند، و در سال 1819، درشبه جزیره پاراکاس پاراکاس برکنار شده بودند، و در 28ژولای 1821 استقلال پرو را در لیما (بخش پرو) لیما اعلام کردند. سه سال بعد، سیطره اسپانیایی ها بطور کامل پس از نبردهای جونین جونین و نبرد آیاکوچو از بین رفت. اما، اولین رئیس جمهور آن تا سال 1827، به قدرت نرسید.
نیابت سلطنت پرو
فرانچسکو پیزارو، و برادرانش مجذوب اخبار پادشاهی ثروتمند و افسانه ای شدند. در سال 1531، آنها وارد کشوری شدند که هم اینک پرو نامیده می شود. ( اشکال دیگر کلمه پرو همچون "Biru "، "pirú "، و " Berú" نیز در آثار گذشته مشاهده می شوند.) بر طبق نظر رائول پوراس بارنچیا، زبان پرو نه یک زبان کوئچوا| کوئچوا و نه یک زبان اسپانیولی کارئیب| کارائیبی بودهف بلکه آن از زبانهای هیسپانیک هندو- هیسپانیک بوده است.
در آن زمان، امپراطوری اینکا در ورطه یک جنگ داخلی پنجساله بین دو شاهزاده، هواسکار و آتاهواپلا فرورفته بود. پیزارو با استفاده از این امتیاز در آن کشور یک کودتا انجام داد. در 16 نوامبر1532، در حالی مردم در (شهر) کاجاماکرا جشن می گرفتند، اسپانیایی ها طی نبرد کاجاماکرا، در یک اقدام شگفت انگیز اینکا آتاهواپلا را تسخیر نمودند، موجب بهت فراوان در میان مردم و آماده شدن آنها برای دوره آتی مبارزه گردید. زمانی که هواسکار به قتل رسید، اسپانیایی ها آتاهوالپا را محاکمه کرده و به مرگ محکوم نمودند، و وی را خفه کردند.
برای مدت زمانی پیزارو ، حاکم ظاهری اینکا باقی ماندو پس از مرگ آتاهوالپا، توپاک هوالپا را به عنوان اینکا معرفی نمود. اما بدرفتاریهای این سردار فاتح ، ماهیت این ظاهرسازی را بسیار علنی ساخت. سیطره اسپانیایی ها با سرکوب خونین شورشهای بومی آتی به حکومت خود انسجام بخشید. این وضعیت در اثر مبارزه قدرت بین خانواده پیزارو و دیگو دی آلماگرو پیچیده شد. جنگ داخلی بلند مدتی گسترش یافت، که در نتیجه آن افراد پیزارو در نبرد لاس سالیناس پیروز شدند.
با این وجود، اسپانیایی ها از فرآیند استعماری خود غفلت نورزیدند. مهمترین رویداد، بنیانگذاری شهر لیما در ژانویه، 1535 بود که در نتیجه آن موسسات اداری در آن ایجاد شدند. لزوم انسجام اقتدار سلطنتی اسپانیا بر این مناطق، موجب تشکیل دربار| بارعام واقعی (دربار سلطنتی) شد. در سال1542، اسپانیایی ها قلمرو نائب سلطنت پرو| قصرهای جدید نایب سلطنت را پدید آوردند، که کمی بعد نایب سلطنت پرو خوانده شد. با این وصف، نایب سلطنت پرو تا زمان ورود فرنچسکو دی تولدو نائب سلطان در سال 1572، به رسمیت شناخته نشد.
فرانچسکو دتولدو به حکومت بومی در ویلکابامبا،با اعدام توپاک آمارو پایان داد. او همچنین خواستار توسعه اقتصادی از طریق انحصار بازرگانی و استخراج معدنی ، و عمدتا از معادن نقره پوتوسی شد. او موسسه اینکا را تحت عنوان میتا (اینکا) میتا به راه انداخت که یک سرویس اجباری عمومی بود تا جوامع بومی را تحت بردگی ظالمانه اقتصادی قرار دهد.
نایب سلطنت پرو ثروتمندترین و قدرتمندترین نائب السلطنه در کشورهای آمریکایی در قرن هجدهم شد. ایجاد نایب السلطنه هایی از فرمانداری گرانادای جدید گرانادای جدید ، فرمانداری ریودو دل پلاتا ریودو دل پلاتا (در گستره محدوده شان)، معافیتهای مالیاتی را از مرکز بازرگانی لیما به کاراکاس و بوینس آیرس منتقل ساخته، و کاهش تولید معادن و منسوجات، تخریب فزاینده نایب السلطنه پرو را تثبیت نمود. این وقایع جو مناسبی ایجاد کرد که ایده های آزادیجویانه را بین کریولو مردم کریولو اسپانیایی، یا مردم دو رگه توسعه داد.
امپراطوری اینکا 
اینکاها، پهناورترین و قدرتمندترین امپراطوری پیش از کریستف کلمب را ایجاد نمود. تاهوآنتیسویو ، که از کلمه زبان کوئچوا گرفته شده به مفهوم چهار ناحیه متحد در آغاز قرن شانزدهم به بزرگترین وسعت خود رسید. این قلمرو ناحیه ای را پوشش می دهد که شامل از جنوب به اکوادور ، بخشی از کلمبیا ، از نیمه شمالی تا شیلی ، و از بخش شمال شرقی به آرژانتین ، و از جنوب تا غرب ، از بولیوی تا جنگلهای آمازون می شد.
این قلمرو از قبیله ای سرچشمه می گرفت که در بخش کوزکو قرار داشتند که پایتخت (آنها) شد. پاچاکوتی اولین حاکم مرزهای بسیار وسیع سرزمین کوزکو بود. اولاد وی بعدها با فتح جابرانه و صلح آمیز خود بر این قلمرو حکومت نمودند.
کوزکو، شهری سلطنتی نظیر پوما ایجاد گردید که به عنوان ساختار ریاست و اصلی سلطنت شکل گرفت، یعنی آنچه که هم اکنون به عنوان ساکسایهوآمان شناخته می شود. مرکز اداری، سیاسی و نظامی این امپراطوری در کوزکو قرار داشت. این امپراطوری به چهار بخش تقسیم می شد: چینچاسویو، آنتیسویو، کنتیسویو، کولاسویو.
کوئچوآ زبان رسمی بود که در میان شهروندان آن تکلم می شد. این زبان در همسایگی قبیله اصلی امپراطوری تکلم می شد. جمعیتهایی که تسخیر می شدند . قبایل، قلمروها، سرزمینها، و شهرها مجاز بودند به مذاهب و سبکهای زندگی خود عمل کنند، اما مجبور بودند رسوم فرهنگی اینکاها را نسبت به آداب خود مقدم و برتر بشمارند. اینتی، خدایگان خورشید، باید به عنوان یکی از مهمترین خدایان امپراطوری پرستش می شد. جانشین وی بر روی زمین اینکا ، امپراطور بود.
تاهوآنتینسویو در قلمروهایی با یک جامعه طبقه بندی شده، تشکیل شد که در آن اینکا ها فرمانروایی می کردند. تمدن اینکا توسط اقتصادی پشتیبانی می شد که براساس مالکیت اشتراکی زمین بود. در واقع ، امپراطوری اینکا، همچون یک طرح متمدن گستاخانه و جاه طلب مبتنی بر اندیشه خیال پردازانه تصور می شود که در آن هماهنگی روابط بین بشر، طبیعت، و اسطوره شناسی اینکا امری ضروری بود.
بسیاری از رسوم عجیب و جالب در آن مشاهده می شدند، مثلا" جشن مجلل (مسرفانه) اینتی رایمی که از خدای خورشید سپاسگذاری می نمود، و زنان جوانی که شامل زنان باکره خورشید بودند، و این باکره های مخصوص قربانی برای انتی وقف (نذر) می شدند. این امپراطوری کاملا" پهناور، نیز یک سیستم حمل و نقل جالب توجه جاده ای برای تمام نقاط قلمرو اش به نام سیستم جاده اینکا داشت، چاسکوئیس، حاملان پیغام بودند که اطلاعات را از هرجا در این قلمرو به (مرکز) کوزکو می رساندند.
ماچو پیکچو (در زبان کوئچوا : قله پیر ، برخی اوقات شهر گمشده اینکاس نامیده می شود)، ویرانه ای بازمانده از اینکای قبل از کلمب است که بر روی حاشیه یک کوه بلند بر فراز دره اروبامبا، حدود 70 کیلومتری (44مایلی) شمال غرب کوزکو واقع شده است. اندازه ارتفاع نواحی آن بسته به این که داده های مربوط به ویرانه اشاره نماید یا حدود و ثغور کوهستان تفاوت می کن،اطلاعات جهانگردی راجع به ماچو پیکچو ، میزان ارتفاع آن را 2350 متر گزارش می کند. با وجود آن که قرنها از سوی جهان خارج به بوته فراموشی سپرده شده، اما مردم این نواحی آن را از یاد نبرده اند، و در سال 1911 توسط باستان شناس دانشگاه ییل، هیرام بینگهام، به اذهان جهانیان بازگردانده شد که وی آن را کشف نموده و کتاب پرفروشی راجع به آن نوشت. پرو به دنبال تلاشهای قانونی بوده است تا هزاران شیئ مصنوع (باستانی) را که بینگهام از این منطقه خارج کرده، به کشور بازگرداند.
از چشم انداز منطقگرایی اروپائی، امپراطوری اینکا همچون مدینه فاضله به نظر می آید. با این وجود، این تعبیر عملگرایانه سبب فراموشی این مسئله می شود که برخورد بین دو جهان بینی ضدالهی ، اثر مخربی بر توازن برتری جهانبینی اینکا داشته که در آن دو مدعی تاج و تخت از جنگ داخلی قلمرو اینکا برای رسیدن به اهدافشان بهره (امتیاز) گرفتند.
فرهنگهای باستانی
شواهد باستان شناسی در مکانهایی همچون در غارهای پیکوئیماچای، آیاکوچو، شیواتروس، فرهنگ لاوریکوچا، پایجان، و توگوئپلا قرار دارد که نشان می دهد شکارچیان (جانوران وحشی) در ۲۰ هزارسال قبل در این نقاط سکنی داشته اند. برخی از قدیمی ترین تمدنهای چشمگیر در ۶ هزارسال پیش از میلاد در ایالتهای ساحلی شیلکا و پاراکاس و استانهای مرتفع کالجون دو هوآیلاس پدید آمده اند.
در حدود ۳۰۰۰ سال بر اساس شواهدی که در مکانهایی همچون کوتوش و هوآکا پرییتا نشان می دهد، ساکنان این منطقه شروع به کشت و بهره برداری از زمین نموده اند. کاشت گیاهانی چون ذرت و کتان "(گاسیپیوم باربادنس)" و نیز اهلی کردن جانوران آغاز گردید. ساکنان این نقاط به صنایع خانگی نظیر ریسندگی و بافندگی پنبه و پشم ، سبد بافی و سفالگری پرداختند.




