|
نخستین
قرارداد مرزی بشر
نخستین
قرداد مرزی
در سال 590
ق . م در فصل تابستان
و
در تاریخ بشر میان دولت
ایران (
حکومت
ماد ) و دولت لیدی ( قسمتی از کشور
ترکیه )
بسته شد .
مادها مردمی
آریایی نژاد بودند که سلسله
خود را در آغاز قرن هفتم یا هشتم ق . م
تاسیس کردند ، تاریخ ورود قوم ماد به فلات
ایران دقیقا معلوم نیست .
آشوریان در 844 ق . م ، پارسیان را
به نام پارسوا و در 836 ق . م ، مادها را
به نام مادای می شناسیم .
مادها در آغاز ، تابع دولت آشور بودند ،
گاهی هم با سایر اقوام آریایی نژاد متحد
می شدند و به قلمرو آشور می تاختند . در
هر حال عوامل خارجی بخصوص تاخت و تازهای
خارج از اندازه آشوریان را می توان یکی از
عوامل تشکیل دولت و وحدت مادها دانست .
از آنجایی که حکومت مادها ، اولین حکومت
ایرانی بود ، با سرزمینهای دیگر و اقوام و
قبایل مختلف در داد و ستد بودند و در واقع
اولین مختلف در داد و ستد بودند و در واقع
اولین چیزی که مردم از دولت ماد می
خواستند ، این بود که به کسی باج ندهند .
سرزمین لیدی در آغاز زمان همسایه دولت ماد
بود . این سرزمین برای حکومت مادها ارزش
زیادی داشت . زمانی که پادشاه ماد در حال
پیشروی و گسترش قلمرو خود بودند ، در
دوران حکومت هوخشتره ( کیا کسار ) سومین و
مقتدرترین پادشاه ماد به سرزمین لیدی
رسیدند .
در واقع هوخشتره ، پس از پیروزی بر
آشوریان ، از چنان پشتکار و اطمینانی بر
خوردار بود که به فتح بخشهای مهمی از
آسیای صغیر و بویژه سرزمین لیدی کمر بست .
جنگ میان مادها و لیدی ها به مدت شش سال
طول کشید تا سرانجام ، در سال 85 ق . م
خورشید گرفتگی تاثیر زیادی در روحیه
متخاصمان باقی گذاشت . آنها این پیشامد را
علامت خشم خداوند دانستند .
پس از آن دولت بابل بین طرفین حکم شد و
مقرر گردید که رود هالیس ( قزل ایرماق
کنونی ) سر حد بین دو دولت باشد . آنها
متعهد شدند که دیگر با هم جنگ نکنند و از
هم حمایت کنند . پس از این صلح آستیاک
فرزند هوخشتره با آرینیس دختر آلیات شاه
لیدی ازدواج کرد و در واقع یک ازدواج
سیاسی برای تقویت صلح میان ماد و لیدی
صورت گرفت .
اما این صلح همواره در خطر بود . آنچه
هروت درباره این ماجرا نقل می کند جالب و
شنیدنی است :
آنگاه که کیاکسار هوخشتره پادشاه ماد بر
سکاها پیروز شد ، خوب می دانست که سکا ها
در فنون جنگی و سوارکاری و شکار مهارت
فراوان دارند ، بنابراین بر آن شد
که پسران خود را به آنها بسپارد تا فنون
رزمی را به آنان بیاموزد .
کیاکسار شیفته کمانکشی سکاها شده بود و
پسران خود را نیز به این دلیل به انها
سپرد . پس از گذشت زمانی ، بین سکاها و
کیاکسار اختلاف پیدا شد . سکاها برای
اعلام نارضایتی از شاه ماد تصمیم گرفتند
یکی از پسرهایی که به آنها سپرده شده بود
بکشند . آنان پس از این کار شتابان به نزد
لیدیایی ها رفتند و از آلیات پادشاه لیدی
در خواست پناهندگی کردند .
کیاکسار که از این عمل ، سخت بر آشفت از
آلیات خواست که سکا ها را به او مسترد کند
. آلیات چنین کاری نکرد و به رغم درخواست
شاه ماد . سکاها را در پناه خود گرفت و
همین امر باعث بروز جنگ بین مادها و
لیدیایی ها شد .
|