|
دقیقی ، در راه
احیای حماسه ملی
هر چند طرز شاعری
ابومنصور دقیقی
توسی ، در لفظ و
معنی ساده و
طبیعی و از جهاتی
به شیوه
رودکی
است نظر به این
که دقیقی ،
نخستین کسی است
که پس از مسعودی
مروزی ، به نظم
داستانهای ملی
ایران
همت گماشت و در
واقع ، پیشوای
فردوسی
در این کار بود ،
نام و یاد او را
در این دوره می
آوریم .
دقیقی که بر کیش
زردشتی
بود در جوانی به
شاعری پرداخت و
برخی از امرای
چغانی ( نام
خاندانی که پس از
اسلام در ناحیه
چغانیان واقع در
مسیر علیای جیحون
فرمانروایی
داشتند ) و
سامانی
را مدح گفت و از
آن جوایز گرانبها
دریافت داشت .
دقیقی ظاهرا به
امر نوح بن منصور
سامانی ماموریت
یافت تا شاهنامه
منثور ابومنصوری
را که به نثر بود
به نظم درآورد .
دقیقی هزار بیت
بیشتر از شاهنامه
را نسروده بود که
به دست غلام خود
کشته شد ( حدود
367 یا 369 ه . ق
) ، در حالی که
هنوز جوان بوده و
بخش عظیمی از
داستانهای
شاهنامه ناسروده
مانده بود .
فردوسی توسی شاعر
استاد و همشهری
دقیقی کار ناتمام
او را دنبال کرد
و با توفیق هم به
پایان رسانید .
آثار و اشعار
دقیقی
از قصیده ها و
غزلها و قطعات
دقیقی بمانند
اغلب شاعران عصر
رودکی ، ابیاتی
پراکنده بر جای
مانده ، اما
بسیاری از آنها
از میان رفته است
. از همین مقدار
باقی مانده و
اشاره هایی که
برخی از شاعران
پس از وی به
موقعیت شعر و
شاعری او داشته
اند ، پیداست که
وی در مدح و غزل
، روشی استوار
داشته است ، او
در ضمن قصیده ،
از پندگویی و
راهنمایی آدمیان
و ترویج صفات
مردانگی خودداری
نمی کرده و گاهی
ممدوح خود را به
داشتن دلیلی و
سخاوت و خرد بر
می انگیخته است .
زیباییهای طبیعت
و تشبیهات رنگین
، هم در قصاید او
راه یافته و هم
به غزلهایش تازگی
و جلوه خاصی خاصی
داده است .
با این حال ، اثر
جاوید و مهم او
همان گشتاسپ نامه
است که هر چند در
استواری و کمال
فنی به پای
شاهنامه نمی رسد
، همچنان در متن
حماسه جاویدان
فردوسی رونق و
جلوه خود را حفظ
کرده است .
اینک نمونه ای
از شعر او را در
این جا می آوریم
:
تا صبر بردهد
گویند صبر کن که
ترا صبر بردهد
آری دهد و لیک به
عمر دگر دهد
من عمر خویشتن به
صبوری گذاشتم
عمری دگر بباید
تا صبر ، بر دهد
منبع : تاریخ
ادبیات ایران
عکس ها : آرشیو
|