|
جنگ ویتنام
جنگ ویتنام نام
مجموعه عملیات و
درگیریهای نظامی
است که ازسال
۱۹۵۰ تا ۱۹۷۵ بین
نیروهای ویتنام
شمالی و جبهه ملی
آزادیبخش ویتنام
جنوبی (معروف به
«ویتکنگ») از یک
سو، و نیروهای
ویتنام جنوبی و
متحدانش (به ویژه
آمریکا)، از سوی
دیگر رخ داد.
هدف نیروهای
ویتنام شمالی و
ویتکنگها بیرون
راندن آمریکا و
متحدانش از
ویتنام و سرنگون
کردن حکومت
ویتنام جنوبی و
ایجاد کشور واحد
ویتنام بود. تمام
این هدفها در
پایان جنگ ویتنام
تامین شد و کشوری
که امروز جمهوری
سوسیالیستی
ویتنام نام دارد
به وجود آمد.
در جریان
جنگ
جهانی دوم
هندوچین به تصرف
نیروهای
ژاپن
درآمد و دست
نیروهای
فرانسه
که پیش از آن
نیروی مستعمراتی
آن منطقه بودند
از کشورهای منطقه
موقتا کوتاه شد.
با شکست ژاپن در
پایان جنگ
نیروهای ملی و
نیز کمونیستهای
ویتنام استقلال
ویتنام را
خواستار شدند و
در دوم سپتامبر
۱۹۴۵ هوشی مین
تشکیل کشور مستقل
ویتنام را در
هانوی اعلام کرد.
نیروهای فرانسه
که از اسارت
نیروهای ژاپن
درآمده بودند
دوباره سعی در
کسب سلطه خود در
هندوچین و ویتنام
کردند. این امر
با مقاومت
نیروهای ویتنامی
(معروف به ویت
مین) زیر
فرماندهی هوشی
مین روبرو شد و
جنگهای معروف به
جنگ اول ویتنام
در گرفت.
در سال ۱۹۵۰
رئیسجمهور ترومن
۳۵ نفر از افراد
گروه کمک و
مشاوره نظامی را
برای آموزش و
مشاوره به کمک
فرانسه فرستاد تا
بتواند سلطه
مستعمراتی خود را
در ویتنام حفظ
کند.
در ۱۹۵۴ نیرهای
ویت مین شکست
سختی در دین بین
فو به نیروهای
فرانسه وارد
کردند و در نتیجه
فرانسه در
کنفرانس ژنو به
استقلال سه کشور
مستعمره خود یعنی
کامبوج و لائوس و
ویتنام رضایت داد
اما در
موافقتنامههای
کنفرانس ژنو
ویتنام موقتا به
دو بخش شمالی و
جنوبی تقسیم شده
بود. هدف ظاهراً
آن بود که پس از
رایگیری از مردم
ویتنام تکلیف
حکومت در این
کشور معلوم شود.
حکومت ویتنام
جنوبی زیر رهبری
نگو دین دیم با
تشویق آمریکا از
شرکت در مذاکرات
مربوط به ترتیبات
این رایگیری سر
باز زد. در همین
دوره حکومت
ویتنام جنوبی با
حمایت آمریکا به
سرکوب شدید
کمونیستها
پرداخت و بسیاری
از مردم به اتهام
کمونیست بودن
اعدام شدند.
برخی از نیروهای
ویت مین که در
جنوب باقی مانده
بودند دست به
مقاومت مسلحانه
علیه حکومت نگو
دین دیم زدند و
نیروهای ویتنام
شمالی نیز پس از
مدتی به حمایت از
این مبارزات در
جنوب پرداختند.
جبهه ملی
آزادیبخش ویتنام
جنوبی تشکیل شد.
حکومت ویتنام
جنوبی افراد این
جبهه را ویتکنگ
مینامید که
کوتاه شده عبارت
«کمونیست
ویتنامی» (ویت
نام کنگ سان -
Việt Nam Cộng
Sản) به زبان
ویتنامی بود.
با حمایت
چین و
شوروی از نیروهای
ویتکنگ و ویتنام
شمالی و نیز
حمایت آمریکا و
متحدانش از
نیروهای ویتنام
جنوبی،
درگیریهای
ویتنام بالا گرفت
و بتدریج به جنگی
بزرگ در سراسر
ویتنام و گاه در
نقاط دیگر
هندوچین تبدیل
شد.
نخستين بمباران
آمريكايى ها در
پايان سال ۱۹۶۴ و
در زمان رياست
جمهورى ليندن
جانسون بود.دليل
اين بمباران
ويتنام شمالى
حادثه اى بود كه
به گفته آمريكايى
ها در خليج تونگ
كينگ اتفاق
افتاده بود.
آمريكايى ها ادعا
كردند كه يك كشتى
جنگى آمريكايى
مورد گلوله باران
قايقهاى ويتنام
شمالى قرار گرفته
و همين موضوع
آنان را به پاسخ
واداشته است.
پاسخى كه سرآغاز
جنگى خونين شد.
در هشتم ماه مارس
۱۹۶۸ نخستين
واحدهاى ارتش
آمريكا رسماً در
بندر دانانگ
پياده شدند. هرگز
جنگى رسمى به
ويتنام شمالى
اعلام
نشد.نيروهاى
ويتنامى كه ازسوى
مردم عادى و
كشاورزان حمايت
مى شدند از همين
هنگام بر مقاومت
خود افزودند و
كوتاه زمانى پس
از آن و با درگير
شدن هر چه بيشتر
آمريكايى ها در
جنگ، سربازان
آمريكايى به
مرحله اى رسيدند
كه در هر ويتنامى
پارتيزانى را مى
ديدند و به همين
نسبت نيز بر
جنايتهاى خود
افزودند. صحنه
كشتن يك اسير
ويتنامى توسط
رئيس پليس سايگون
و يا دهكده هايى
كه ابتدا با
بمبهاى آتش زا
بمباران شده و
سپس توسط
كماندوهاى
آمريكايى نابود
مى شدند هنوز در
خاطره ها مانده
است. آمريكا ولى
پا را از اين
فراتر نيز نهاد و
با مواد شيميايى
تمام مناطقى را
كه تحت تسلط ويت
كنگ بود با
هواپيما سم پاشى
كرد. نام عنصر
نارنجى كه نام
اين ماده شيميايى
بود سالها به
عنوان لكه ننگى
بر تارك آمريكا
درخشيد. عنصر
نارنجى كه حتى تا
امروز قربانى مى
گيرد ماده اى بود
كه عنصر اصلى آن
دى اكسين بود و
به بيماريهاى
گوناگونى از جمله
سرطان و
معلوليتهاى ذهنى
مى انجاميد.
حمله
عید تت
در سال ۱۹۶۸
نیروهای ویتکنگ
و ویتنام شمالی
همزمان با عید
تت و آغاز سال
ویتنامی،
حملههای
گستردهای را در
سراسر ویتنام
جنوبی آغاز کردند
که به حمله عید
تت مشهور شد. اگر
چه این حملهها
از نظر نظامی
موفقیت زیادی
نداشت اما گسترده
بودن و شدت آن و
نیز پوشش خبری آن
در سراسر جهان و
بویژه در داخل
امریکا، افکار
عمومی را بشدت بر
ضد آمریکا بسیج
کرد و تظاهرات ضد
جنگ در امریکا را
به دنبال داشت.
دولت آمریکا به
تدریج مجبور شد
تا نیروهای خود
را از ویتنام
فراخواند و کار
دفاع از حکومت
ویتنام جنوبی را
به خود آن حکومت
بسپارد.
کشتار
می لای
در ۱۶ مارس ۱۹۶۸
میلادی، ۳۴۷ تا
۵۰۴ شهروند
غیرنظامی جمهوری
ویتنام (ویتنام
جنوبی) توسط
سربازان ارتش
آمریکا به قتل
رسیدند. اکثر
قربانیان را
غیرنظامیان زن و
کودک تشکیل
میدادند. قبل از
قتل، برخی از
قربانیان مورد
تجاوز، شکنجه و
قطع اعضا نیز
قرار گرفته
بودند. برخی از
اجساد نیز در
جریان کشتار توسط
سربازان قطعه
قطعه شده بودند.
کشتار در
دهکدههای می لای
و می خه و سون می
در جریان جنگ
ویتنام رخ داد.
پس از وقوع
حادثه، سعی شد که
حادثه مخفی گردد،
ولی سرانجام
شایعات پخش شده
باعث گشت که یک
سال بعد ماجرا
توسط رسانهها
نقل گردد. پس از
افشای کشتار،
دادگاههای نظامی
برای محاکمه
سربازان مقصر در
کشتار برگزار گشت
که بیش از ۱۰ ماه
طول کشیدند.
تمام کسانی که در
این ماجرا متهم
شدهبودند، به
این استدلال که
به آنها دستور
داده شده بود که
آن اعمال را
انجام دهند (یا
حتی صادقانه تصور
میکردند که به
آنها این اعمال
دستور داده شده
بود) از اتهام
خود تبرئه شدند
به غیر از ستوان
کالی فرمانده
دسته که به جرم
دستور قتل محکوم
به حبس ابد با
اعمال شاقه شد.
این حکم، رویهای
که متفقین جنگ
جهانی دوم در
دادگاه نورنبرگ و
دادگاه توکیو
ایجاد کردند را
نقض میکرد. در
آن دادگاهها،
استدلال شده بود
که متهمین جنایت
جنگی نمیتوانند
از عذر "مامور و
معذور" استفاده
کنند و چندین
ژنرال ژاپنی و
آلمانی با همین
استدلال اعدام
شدند. دادگاههای
می لای ،توسط
کسانی که در این
ماجرا سعی در
اجرای عدالت
داشند، متهم به
سرپوش گذاردن بر
کل ماجرا شدند.
در اوايل سال
۱۹۷۵ دولت هانوى
با اتكا به ويت
كونگها بر شدت
حملات خود افزود
و در سى آوريل
۱۹۷۵ با تصرف
سايگون به سى سال
جنگ پايان داد.
منبع : تاریخ
عمومی
عکس : آرشیو
|