خواجه عبدالله انصاری

نیای بزرگ خواجه عبدالله ، ابو ایوب انصاری ، یعنی همان کسی است که پیامبر اسلام ( ص ) هنگام هجرت از مکه به مدینه در خانه او فرود آمد . ابو ایوب در زمان خلافت عثمان به خراسان آمد و در هرات ساکن شد . مادر خواجه عبدالله از اهالی خواجه عبدالله انصاریبلخ بود و او خود به سال 396  ه . ق ، در هرات ولادت یافت و از خردگی زبانی گویا و طبعی توانا داشت . شعر عربی و پارسی نیک می سرود و بسیاری از علوم ادبی و دینی و اشعار عربی را حفظ بود . به احادیث پیامبر هم علاقه می ورزید و در تصوف از شیخ ابوالحسن خرقانی ، عارف برجسته آن روزگار تعلیم یافته بود و بعد از وی سمت جانشینی او را یافت و در هرات به تعلیم و ارشاد اشتغال داشت تا این که در سال 481 ه . ق ، در گذشت .

هر چند خواجه عبداللخ شعر هم می سرود و برخی از آن شعرها را که بیشتر در قالب رباعی و ترانه است در کتابها و رسالات خود آورده است ، اما شهرت او به کتابها و رساله هایی است که از وی بر جای مانده است .

از میان این آثار یکی ترجمه و املای کتابی است به نام طبقات الصوفیه که اصلا شخصی به نام ابوعبدالرحمان سلمی نیشابوری به زبان تازی تالیف کرده بود و خواجه عبدالله آن را در حلقه مریدان خود به زبان پارسی هروی و با طرزی لطیف و دلکش املا می کرد ، و یکی از شاگردان خواجه آنچه را که وی در شرح و ترجمه و تفسیر مطلب آن می گفت ، فراهم می آورد ، و آنچه به زبان فارسی به نام طبقات الصوفیه مشهور است همان چیزی است که خواجه عبدالله املا می کرده است ، این کتاب که سرگذشت و حالات بزرگان صوفیه پیش از خواجه عبدالله است ، که با نثری روان و خوش آهنگ نوشته شده است .

دیگر آثار لطیف و پر آوازه خواجه عبدالله ، رسایل اوست که موضوع آن اقوام و سخنان و مناجاتها و راز و نیازهای لطیف و پرجاذبه است و حاوی لطیف ترین و عمیق ترین معنای عرفانی با بیانی شاعرانه و خوش آهنگ که در عین حال از زبان مردم هرات به شدت تاثیر پذیرفته است . اصولا ادبیات صوفیه بیشتر از هر بخشی از ادبیات در همه دوره ها به فرهنگ و زبان توده های مردم نزدیک است تا آنجا که اگر ادبیات عرفانی فارسی را ادبیات مردمی بدانیم ، سخن به گزاف نگفته ایم .

نثر خواجه عبدالله در رسایل هم مانند طبقات الصوفیه و حتی بیشتر به بقیه آثار منثور این دوره و حتی دوره بعد ممتاز و مشخص است .

تناسبهایی که خواجه عبدالله در پاره های نثر رعایت کرده و کلمات هم وزن و آهنگینی که همانند قافیه در نثر به کار برده ، در اصطلاح ( سجع ) نامیده می شود . به کار بردن این هنر در نثر که آن را به شدت به شعر نزدیک کرده برای نخستین بار در نثر خواجه عبدالله آمده و بعد از او ، به ویژه در دوره بعد در نثر فارسی رواج کامل یافته است .

 
منبع : تاریخ ادبیات ایران

  عکس : آرشیو

 


 

 اطلس جهان ایران شناسی  |  بهداشت و سلامت  |  تاریخ  خانه و خانواده  دانستنیها  |  دین و زندگی سینما  |   فناوری   

صفحه نخست  |   آرشیو   |   تماس با ما    

استفاده از مطالب وب سایت با ذکر نام سایت مجاز است

Copyright © 2007 - 2010 Ibcpars ! Inc All rights reserved